X
تبلیغات
سِـجـِل
سِـجـِل



وقتی یه نفر بیماری نا علاجی می گیره پزشک معالج یا اطرافیانش بعد مدت ها کلنجار رفتن تصمیم می گیرن اونو برای این اتفاق آماده کنن , الان من همون بیماره هستم که کل لیوان رو پر آب کرده و اصلا تو کتش نمی ره که نیمه خالی لیوانی هم وجود داره , هر چی از اردی بهشت می گذره و به اعلام نتایج کنکور نزدیک می شیم دارم سعی می کنم خودمو متقاعد کنم درسته که برای کنکور خودتو له کردی ولی هیچ تضمینی وجود نداره که نتیجه همون بشه که می خوای و حواست باشه کنکور یکی از همون جاهایه که به اندازه زحمت کشیدنات بهت آش نمی دن !

|تاریخ| 93/02/04  |ساعت| 11:28  |نویسنده| سِجـِل  ||



مامانم یه ضرب المثل داره که می گه اگه می خوای شانستو امتحان کنی یا برو گردو بشکن یا برو تو هوای آزاد سرتو بشور , که اگه بد شانس باشی بیشتر گردوهات پوچ در میاد و محاله وقتی می خوای سرتو بشوری باد نیاد ! حالا تجربه های من ورژن جدید این ضرب المثل رو اینجوری بیان می کنه که اگه می خوای شانستو امتحان کنی یا برو گردو بشکن یا تو هوای آزاد سرتو بشور یا تو مسابقات جام جهانی فوتبال دست رو تیمای مختلف بذار اگه تیم های مورد علاقه ات از دم قلع و قَـم شدن بجای اینکه مثل من بری تو افق محو شی خودتو دار بزن و ای ننگ رو به دوش نکش !
از وقتی فوتبالی شدم دیدم طرفدار تیم های هستم که با وجود بزرگیشون بی نهایت بدشانسن , مثلا همین رئال مادریدی که بازیش با لورکوزن و اون گل بیادمانی زیدان رو یادم نمیاد ولی بازی های حذفی که لیون شده بود گربه سیاهمون یا اون دو تا کاشته پیرلو تو برنابئو به کاسیاس از جلو چشمم جم نمی خوره , حالا کمتر از 5 دقیقه دیگه بازی رئال بایرن شروع میشه و من به این واقفم که اگه رئال می خواد قهرمان شه بایرن یا شالکه قطعا نباید براش فرق داشته باشه ولی همه ی این ها دلیل نمیشه نگران ورژن جدید ضرب المثل بالا نباشم .

|تاریخ| 93/02/03  |ساعت| 23:10  |نویسنده| سِجـِل  ||



آن موقع ها هفت پشت غریبه ای بود که بعدا کشف کردیم دری وری هایش را هم تایپ می کند ولی نمی دانستیم می تواند ما را تحمل کند و بشود محرم راز , آن موقع ها آفتاب عالم تابی بود که بدور از هیاهو می نوشت ولی نمی دانم چه شد بعد آنکه سفر رفتن هایش باعث شد یک عدد سوغاتی تپل دست ما را بگیرد هم سفرهایش را بوسید و کنار گذاشت هم نوشتن را , آن موقع ها خبری از فریون 11 و جیز کردن های عقده ای وارش نبود حتی شادو هم مدیر میگه و میگم که هیچ وقت پا نگرفت هم نشده بود ولی پسر بهشتی بود که می شد دوستش داشت آن موقع ها انتهای بیراهه مثل الان یه شوهرم نداشت ولی کسی را از خودش نمی رنجاند آن موقع ها افکار افسار گسیخته خاموش یا نیمه روشن خوانده می شدند آن موقع ها یک بهمن برف می آمد و توت فرنگی آشنا متولد می شد نه نیمه غریبه آن موقع ها با تاریک و روشن سال تحویل داده می شود و فکرش را نمی کردیم فقط ناراحت شدن خودش برایش مهم باشد و بس آن موقع ها معجزگر حضورش بولد شده بود ولی حوصله نداشته ما اجازه نداد با او به سایتش کوچ کنیم تا حالا بجز تصاویر مبهم حرف ها و خاطره های مشترکی در حافظه امان باشد آن موقع ها در صحن مجلسِ مدرنیته پیشانی هم را با هفت تیر نشانه نگرفته بودیم می دانی آن موقع ها سه نقطه سه نقطه از زندگی را بهم وصل می کردیم تا بنویسم دوستی پس چه شد که نوشتیم نفرت ؟ می دانی درست است که آن موقع ها اردی بهشت نبود ولی خبری از ناهمگونی هیچ چیز هم نبود تازه خوشحال بودیم که هم شهری فصل خاکستری هستیم می دانی آن موقع ها اگر جوانی بخاطر یک مشت بازدید گنده گوزی می کرد بجایش دور هم جمع هم می شدیم آن موقع ها شاید درون تک تک مان لوسیفری بود که از همه خوشش نمی آمد و فقط با عده ای گرم می گرفت ولی حداقلش صادق بود !می دانی هنوز هم همه مان هستیم ولی یا از هم بدمان می آید و سایه های مان را با تیر می زنیم یا حوصله همدیگر را نداریم و از همه مهمتر مثل آن موقع ها نمی نویسیم, می دانی شاید آن موقع ها امروزمان شب نبود ...


 + خیلی ها می پرسند چرا نمی نویسی یا چرا مثل سابق پر شور نیستی این حرف ها و خیلی حرف های دیگر جواب چراهای شماست ...

+ می گویند اگر حرف ها مدت زیادی حناق بگیرند و یک جا نپاچند دکتر ها بهش می گویند غده سرطانی برای همین دارم سعی می کنم بشوم مثل سابق فقط خدا کند و بشود .

+ در فیس بوک نوشته شد و اینجا بازنشر شد , زین جهت ایراد مگیرید !

|تاریخ| 93/02/02  |ساعت| 12:53  |نویسنده| سِجـِل  ||



انسان ها به طرز مزحکی در مورد یک مسئله نظر های متفاوتی دارند .

|تاریخ| 93/01/31  |ساعت| 16:41  |نویسنده| سِجـِل 



چه آن موقع ها که مادرم تازه نوه دار شده بود چه الان که 4 نوه دارد هر زمانی که می خواست به قول خودش طفل های نادانش را بخواباند وقتی برایشان لالایی می خواند سوز صدایش دل مرا آنقدر می چلاند که پتانسیل مثل ابر بهار گریه کردن را به راحتی بدست می آوردم , این درست که خواهرم سوز صدای مادرمان را ندارد ولی اگر فرزندش کمی دیرتر بخواب برود شاید دل من هم سبک شود .

|تاریخ| 93/01/29  |ساعت| 21:18  |نویسنده| سِجـِل 



و من دلی دارم که یک طوری یقه خاطرات را می گیرد که خودش خفه می شود ...



+ دانلــود " شهرام شکوهی "

گلِ به خار گفت که چرا نمی شی از من تو جدا  , برو می خوام تنها باشم تو خیلی زشتی به خدا ...


|تاریخ| 93/01/29  |ساعت| 12:58  |نویسنده| سِجـِل 



بعضی موقع ها هست که دوست داری هیچ توضیحی ازت نخوان ولی به صداقتت ایمان داشته باشن , الان از همون موقع هاس که سجل می خواد اینجا بنویسه و اون قسمت بولد شده در موردش صدق پیدا کنه .
|تاریخ| 93/01/29  |ساعت| 12:27  |نویسنده| سِجـِل 



کسی باید می بود و امشبِ مرا و مرا امشب می فهمید .

|تاریخ| 93/01/27  |ساعت| 0:35  |نویسنده| سِجـِل 



من کویرم ای خدا با حسرت یه قطره آب , یه عمره که دریا رو از دور می بینم تو سراب 

بهار برام یه اسمه یه اسم کهنه تو کتاب , حرف من با آسمون چرا می مونه بی جواب 

خدایا خدایا کویرم کویرم , بگو ابر بباره می خوام جون بگیرم 

اگه بارون بباره , اگه بارون بباره, آروم آروم و نم نم, رو لب خشک تشنه ام

 گیسوی سبز جنگل, تنمو می پوشونه, پرنده رو درختا می سازه آشیونه ...

بعضی از شعر ها؛ بعضی از آهنگ ها و بعضی از موزیک ویدئو ها فقط شعر؛ آهنگ یا پیکسل های سرگرم کننده نیستند بلکه حس زندگی ان , اونا رو نباید حروم کرد باید به وقتش گوش داد تا حس همدردیش روح پر دردتو التیام ببخشه ...


+ دانلـــود   " گوگوش "

+ خوندن ترانه کجا و حسی که صدای گوگوش بهت میده کجا ...

+ همچین آهنگای رو فقط و باید با هدست گوش داد .


+  miady کارت دارم و کامنت های وبت بسته اس !

+ بابک آدرس وبلاگتو نذاشتی .

|تاریخ| 93/01/19  |ساعت| 12:48  |نویسنده| سِجـِل 





The theme being used is NightSkin