سِـجـِل

در دنیای تکست های که بهم ارسال می کنیم هر روز پتانسیل تبدیل شدن به روز جهانی فضولی و بی رودربایسی حرف زدن را دارد از همین رو تو می توانی خیلی راحت خودت را لوس کنی و SMS حاوی " اگه امروز روز جهانی بی رودبایسی حرف زدن باشه ؛ چی بهم می گی؟ " را برای خیل عظیم مخاطبان گوشیت بفرستی و از همه این ها یک نفر که انتظارش را نداری مثلا برایت بنویسد " خیلی عزیزی " تا لب هایت برود نزدیکی های بنا گوشت !
همان طور که گفتم تو می توانی خودت را لوس کنی و در آخر یک خیلی عزیزی که حسابی تی تابی ات کرده را دریافت کنی اما برای من ته تهش می شود یک SMS بی جواب و یک SMS حاوی "جدیدا خیلی بی معرفت شدی " !

+ نوشته شده در  93/07/08ساعت 23:3  توسط سِجـِل  | 

جالبی قضیه اینه که شخص شخیص بنده با اینکه حدود 5 سال رو دور از خونه و خانواده زندگی کرده حالا هر ثانیه خوابگاه براش مثل 10 عصر جمعه می گذره :| جالب ترش هم اینه تنها کاری که برای حفظ روحیه اش انجام میده گذاشتن آهنگ ابی ( لینکشو پایین گذاشتم ) و نیمچه قر دادن باهاشه اونم بدون توجه به دیگران ( اونچه که این نیمچه قر دادن رو جالب کرده بی توجهی به حضور دیگرانه چون شخص شخیص از نگاه دیگران به روی خودش در این مواقع آب می شد قبلنا ! ) :|

 

+ دانـلــود  " ابی "

به گل طعنه زدم من به این عشق
که تو فصل بهاری
به غم طعنه زدم من به این عشق
که تو عشق و می آری
بهار پشت زمستون پس از تو برایم قصه ی غم داشت
نبودی که نبودی پس از تو بهارم تو رو کم داشت .

+ نوشته شده در  93/07/06ساعت 14:12  توسط سِجـِل  | 


برسد به دست تابستان 93 مهربان :

دل من پشت سرت کاسه آبی شد و ریخت / کی شود پیش قدم های تو اسفند شوم .

+ نوشته شده در  93/07/03ساعت 16:31  توسط سِجـِل  | 

خانه تکانی هایِ سالانه یِ معمولا دم عید را به یاد بیاورید؛ آری ! همان وقت های که شتر با بارش در خانه گم می شود را می گویم , بهترین تشبیه که می شود برای ذهن این روزهایم در نظر بگیرم همان اتاق ها با وسایل بهم ریخته ای ست که برای من معلومم نیست کی جمع می شود .
چند وقت پیش بود که ناخن هایم را از ته گرفتم لاک هایم را دور انداختم صفحات وبلاگ دوستان را از 12 به حدود 3 صفحه رساندم و به خودم قول دادم فالوئرهای اینستاگرامم از 19 تا دوست پایش را یک اپسیلون آن طرف تر نگذارد و حالا کمتر می نویسم کمتر می خوانم و در جدیدترین خود درگیری ام فیس بوکی که آخرین بازدیم را به یادم نمی آوردم به همراه گوگل پلاسی که سالهاست فقط خاک می خورد و توئیتری که اکانت خشک و خالی بیش نبود را همه با هم دی اکتیو کردم برای اینکه پیش از پیش به غارم نزدیک شوم تا بلکه بتوانم سر و سامانی به آن اتاق ها بدهم .

+ نوشته شده در  93/06/28ساعت 17:10  توسط سِجـِل 

 

اسمایلی یک عدد لبخند ملیح .

+ نوشته شده در  93/06/26ساعت 1:7  توسط سِجـِل 

مطالب قدیمی‌تر