آرشیو وبلاگ :: پیوند های روزانه :: پروفایل :: play list

جنگ جهانی سوم اینجاست؛ در ذهن من!

این روزها هر وقت به خودم آمده ام یا در حال کندن ناخن هایم بودم یا در حال جویدنشان!

 

+ کامنتا رو به زودی جواب میدم؛ ببخشید.

+   ۹۳/۱۲/۱۴ | 11:40 | سِجـِل


الهی آن ده که آن به

اسمش خود سانسوری نیست؛ محدود کردن هم نیست فقط نیاز به این هرس آخر زمستان داشتم!

+   ۹۳/۱۲/۱۰ | 17:2 | سِجـِل | 


سندرمِ جهنمیهِ بی حوصلگی

آخر هفته همان روزهای است که من برنامه بی نظیری برایش می ریزم تا به همه ی کارهای عقب افتاده دانشگایم سر و سامان بدهم و از خودم راضی باشم؛ اما شواهد نشان می دهد که نگارنده در این آخر هفته اش بعد از ول چرخیدن های دیروز هم اکنون مشغول گوش دادن به آهنگ "عروسکی ماشالا" از سندی و قر ریز دادن با اوست!

 

+ از سری آهنگ های دریافتی است!

+   ۹۳/۱۲/۰۸ | 13:22 | سِجـِل | 


این چنین است 2

می دانی مشکل از آن جا شروع می شود که یک دختر بتواند گلیم خودش را از آب بیرون بکشد و با تنهای اش کنار بیاید؛ دیگر بودن در جاده ترانزیتی و بوق ماشین های سنگین در 5 صبح نترساندش؛ بالا پایین کردن پله های بیمارستان خم به ابرواش نیاورد؛ 21 ساعت 21 ساعت در کوپه قطار با هندفری اش روزه سکوت بگیرد و حالش از وضع موجود بهم بخورد اما تمایلی برای بودن با هر کسی را نداشته باشد؛ چانه لرزیدنش از بغض را امانی نباشد و نخواهد کسی آرامش کند؛ در کوه رفتن مثل آن لباس زیر ست کن ها با رژ لب صورتی نیاز به کمک نداشته باشد, آن قدر درد کشیده باشد که بتواند به آنی دور اشخاصی خط قرمز بکشد... آری دقیقا مشکل از همین جاها شروع می شود از همین جای که یاد گرفته است چگونه با تنهایی اش تا کند چگونه برای باز کردن تن ماهی و شیشه مربا نیازی به کسی نداشته باشد چگونه کل خیابانها را برای کارهایش تنهایی گز کرده باشد و هیچ وقت هیچ شخصی را در هیچ جا منتظر خودش نیافته باشد؛ اینجاست که هر شخصی که بیاید دیر کرده؛ او به اندازه یک خو گرفتن با تنهایی و از پس همه چیز بر آمدن دیر کرده و این ظاهرا جبران شدنی نیست...

+   ۹۳/۱۲/۰۶ | 21:53 | سِجـِل | 


همه عمر پی شرب مدام گشته ایم

آدم های که سیگار می کشند؛ آدم های که زیادی آهنگ گوش می دهند؛ آدم های که زیادی فیلم می بینند؛ آدم های که زیادی کوه می روند؛ آدم های که زیادی تنها تنها کافه می روند یا مثلا آدم های که زیادی می نویسند خلاصه همه آدم های که سوزنشان روی یک چیزی گیر می کند در واقع مست کرده اند تا از مسئله ای فرار کنند فقط همان طور که گفتم روش مست کردنشان متفاوت است؛ همین!

+   ۹۳/۱۲/۰۴ | 20:55 | سِجـِل | 


مطالب قدیمی‌تر